کلینزمن، ته مانده ای از ارتش شکست خورده ستاره های 90

یادمان بیاید او همسنگ بلندپروازی های مانشافت نبود و حتی با امریکا قله ای را فتح نکرد که یانکی ها در حسرتش باشند. او فقط یک گزینه موقت از پی هیجان زدگی مدیران بایرن بود و خیلی زود از اف ث هالیوود رفت.

کلینزمن، ته مانده ای از ارتش شکست خورده ستاره های 90

گزینه ای جذاب و نامناسب برای تیم ملی

محمد قراگزلو ، فارغ از اینکه بدانیم مربی ای با کلاس و سطح توانایی های یوگن کلینزمن متناسب با راهنمایی تیم ملی فوتبال مان در این مقطع هست یا خیر در فضای مجازی برایش فرش قرمز پهن نموده ایم.یکی از خطر دشمنی برانکو به او زنهار زده که مراقب خودت باش و آن یکی گفته بیا برویم قورمه سبزی دستپخت مادرم و قلیان رفیقم را امتحان کنیم تا بدانی ایران عجب جایی است.

کمتر از بیست و چهار ساعت پس از مطرح شدن تام مهاجم سابق تیم ملی آلمان برای راهنمایی تیم ما تعداد پیغام های فارسی یا فینگلیش زیر پست آخر او در اینستاگرام سه رقمی شد بدون اینکه کسی اساسا بداند حضور این آلمانی - آمریکایی در ایران چقدر جدی است و اصلا چقدر محتمل است تا او را جانشین قطعی کی روش بدانیم؟

یورگن کلینزمن را ایرانی های غیر از عاشق تیم ملی آلمان با چند اتفاق می شناسند.اولین برخورد او او ایران و ایرانی به زلزله غمبار رودبار و منجیل در سال 1369 برمی شود.همان لحظاتی که او در میانه جنگ برای تصاحب جام قهرمانی جهان به مردم جهان هشدار داد به یاری زلزله زده های ایران بشتابند.اصلا به خاطر همین حرکت بود که 8 سال بعد از آن در استادیوم ژرلان لیون وقتی عابدزاده ،کاپیتان تیم ملی برای مراسم قبل از بازی سراغ کاپیتان تیم حریف رفت یک قاب خاتم یا شاید هم یک تابلو فرش به عنوان هدیهدر دست داشت و البته به کلینزی یادآوری کرد این کادو را به خاطر رفتار انساندوستانه 8 سال قبلش به او اهدا می نماید.

دقایقی بعد اما کلینزی تور دروازه عابدزاده را لرزاند و برعکس تمام آن چند سال قبل مورد تنفر ایرانی های تماشاگر آن مسابقه نهاده شد.شاید اگر آن روز اینستاگرامی وجود داشت و با خرید گوشی هوشمند هر کس می توانست به حریم شخصی یکی از بهترین مهاجمان فوتبال جهان دست یابد کلینزمن قبل از مسی و زایتسف اسیر زامبی های مجازی ایرانی می شد اما ناسزاها به صحبت های خودمانی فوتبالدوستان ایرانی محدود شد غافل از اینکه کلینزمن به خاطر تحت فشار بودن و شدت انتقاداتی که از او شده بود تور دروازه ایران را بعد از گلزنی لرزاند و دنبال بی احترامی به فوتبال ایران نبود.

شش سال بعد از آن ارتباط کلینزمن با ایران جلوه بصری جذاب تری پیدا کرد و او او در قاب تلویزیون ملی روی یکی از نیمکت های نوار شده استادیوم آزادی رویت شد.این بار هم پای زلزله در میان بود .زلزله خانمان برانداز بم ستاره های آلمان را با کلی یاری نقدی، و امکانات که منجر به ساخت اتاقک گزارشگر در استادیوم آزادی شد به تهران کشاند.صورت کلینزمن آن روز روی نیمکت بیشتر از ستاره های توی زمین می درخشید.

از آن روز تا الان حدود 15 سال گذشته و البته با دور شدن از دوران بازیگری ستاره موطلایی ژرمن ها ابعاد ستارگی اش نزد فوتبالدوستان ایرانی کم و کمتر شده است.حالا تقریبا هیچ نوجوان و جوان فوتبالدوستی قهرمانی یوفا با اینتر را به خاطرنمی آورد، برای به خاطر آوردن گل های قیچی بغلش با پیراهن تاتنهام باید حداقل 35 سال سن داشته باشی .اینکه یادت بیاید چطور پاس توماس هسلر را در بازی با کره جنوبی تبدیل به یکی از زیباترین گل های جام 94 کرد هم به جسن جوان های امروز قد نمی دهد.ضربه سر پرشی به یوگسلاوی در جام 90 و خیلی از گل های دیگرش نیز همه شمایل یکی از بهترین و جذاب ترین مهاجمان تاریخ فوتبال را جلوی چشم تان می آورد اما مربی خوب کجای این قصه است؟

فوتبالی ها بخصوص طرفداران تیم ملی آلمان لحظات خوشی از کلینزی به خاطر دارند و البته همه آنها را به دوران بازی او گره می زنند.او همانی است که با گل استثنایی مقابل هلند زمینه ساز آن برد بزرگ در جام جهانی 1990 شد و یکی از ارکان تیم قهرمان جهان در آن تورنمنت بود.6 سال بعد از آن یورگن در انگلیس رهبر تیمی بود که به قهرمانی یورو رسید.کیست که گل جادویی او به روسیه را در آن بازی ها از یاد برده باشد؟

کلینزمن در سال اول حضورش در فوتبال جزیره و تاتنهام مرد سال فوتبال انگلیس شد آن هم میان آن همه ستاره .قبل تر از آن و بعد تر از این دوران ستارگی، او باز هم یک ستاره بود.در اینتر همراه با ماتیوس و برمه مثلثی رویایی ساخت که مقابل مثلث هلندی میلان قدعلم کرد و در موناکو با عده ای ستاره دیگر مثل ژورکائف در زمین پادشاهی می کرد.

اینها همه مربوط به دوران بازیگری است.رزومه اش را که نگاه کنید پر از عناوین شخصی و تیمی در زمانی است که کفش ها را نیاویخته بود اما بعد از آن همه چیز خلاصه و محدود شد.محدود به راهنمایی سه تیم و موفقیت هایی کمتر از انگشتان یک دست.

در آغاز دوران مربیگری او مربی فوق العاده ای به نظر می رسید.یکی که قبل از کلوپ و توخل کنار خط شور و حال ویژه ای داشت و این ویژگی خود را به بازیکنانش انتقال می داد.اما بعدتر و خیلی زود تعیین شد از تمام فاکتورهای مربیگری تنها این خصیصه در او پررنگ است و به لحاظ فنی و قدرت رهبری تیم او در درجه پائین تری نسبت به کلوپ و توخل قرار می گیرد.این نکته مهمی بود که مدیران بایرن مونیخ و فدراسیون فوتبال آلمان خیلی زود به آن پی بردند.دوره مربیگری کلینزی دربایرن به یک سال نرسید و در تیم ملی آلمان که مربیان بعضا به سابقه یک دهه حضور در راس کادر فنی می رسند،عمرمربیگری اش فقط دو سال طول کشید.

یادمان بیاید او همسنگ بلندپروازی های مانشافت نبود و حتی با امریکا قله ای را فتح نکرد که یانکی ها در حسرتش باشند.یادمان باشد یورگن فقط یک گزینه موقت از پی هیجان زدگی مدیران بایرن بود و خیلی زود از اف ث هالیوود رفت و دیگر به بوندس لیگا برنگشت.در واقع بهتر است بگوئیم بوندس لیگا او را پس زد.همان طور که همقطاران نامدارش را نخواست.لوتار ماتیوس، آندریاس بره مه، پیر لیت بارسکی، گیدو بوخوالد، یورگن کوهلر، ایدو بولگنر، اشتفان رویتر، آندریاس مولر،توماس هسلر کجا هستند؟راستی یادمان آمد.این آخری مدتی دستیار مرزبان در پدیده بود.یکی از این تیم قهرمان جهان هم قبل تر سر از سایپا در آورد و البته از آنجا اخراج شد.

حالا بوندس لیگا ناگلزمن ها را فرا می خواند و به لوسین فاوره ها بها می دهد. کلینزمن در فوتبال آلمان و اروپا بازار ندارد واو در شرق دنبال تیم می شود آن هم بعد از چندمین مقطع دو ساله خانه نشینی اش.او خوب می داند مدیران بوندس لیگا دنبال قهرمان جهان ها نیستند.دنبال مربیانی می گردند که تکان شان دهد.خلاصه اینکه اگر واقعا بحث تغییر و پا گذاشتن تیم ملی در دوران تازه ای مطرح باشد این موطلایی جذاب گزینه مناسبی برای تکان دادن تیم ملی ایران نیست.هر چند شاید شایعه آمدنش فقط 24 ساعت سرمان را گرم نموده باشد.

3

منبع: ایران ورزشی

به "کلینزمن، ته مانده ای از ارتش شکست خورده ستاره های 90" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "کلینزمن، ته مانده ای از ارتش شکست خورده ستاره های 90"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید